X
تبلیغات
ونوشه های گرمابسرد 2 - سیب زمینی
اين وبلاك جهت پاسداشت ياد و نام شهداي روستاي گرمابسرد بارگذاري ميشود

 

مقدمه

زراعت سيب زميني

سيب زميني : بعد از ذرت داراي گسترده ترين پراكنش در دنيا است و موطن آن آمريكاي جنوبي است اين محصول در حدود 140 كشور جهان كشت مي شود كه بيش از 100 كشور آن در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري واقع شده اند اما هنوز بيشترين توليد در مناطق معتدل در كشورهاي صنعتي متمركز است. تقريباً يك سوم اين محصول در كشورهاي در حال توسعه عمدتاً در كشورهاي آسيايي توليد مي شود كمتر از نيمي از كل سيب زميني توليد شده در جهان بمصرف انساني و مابقي آن خوراك دام ، بذر و نشاسته مي گردد.

   اين گياه در زمان فتحعلي شاه قاجار توسط سروان ملكم انگليسي وارد ايران شد . بيشترين نواحي توليد آن دماوند ، قزوين ، همدان ، آذربايجان شرقي و غربي ، اصفهان ، زنجان ، خراسان و فارس ميباشد . تحقيقات سيب زميني در ايران از سال 1339 با وارد نمودن ارقام مختلف از كشورهاي هلند ، آلمان و انگلستان شروع گرديد .

   در دهۀ گذشته پيشرفتهايي در توليد حاصل گرديده است . بيشترين افزايش توليد در آسيا و آفريقا ديده مي شود . در كشورهاي آسيايي كه داراي اقتصاد بازار هستند كل توليد دو برابر شده است افزايش توليد تا حدودي به علت افزايش عملكرد در واحد سطح و سطح زير كشت ( مثل آسيا) يا صرفاً به علت افزايش عملكرد در واحد سطح ( مثل اروپا ، امريكا) و يا صرفاً به علت افزايش سطح زير كشت ( مثلاً در آفريقا ) بوده است .

 خصوصيات گياه شناسي

گياه سيب زميني درخانواده Solanaceae  ( سولاناسه ) قرار گرفته و فقط زير گونه Solanum Tuberosum در سطح جهان كشت مي گردد و بقيه گونه هاي آن محدود به كشورهاي كوههاي آند واقع در آمريكاي جنوبي مي باشد كه در اين مناطق گونه هاي وحشي از آن يافت مي شود. ( ارقام ديپلوئيد با  ) . اين گياه علفي ، چند ساله و عادات رشد آن بين گونه هاي آن متغير مي باشد .

   گياه سيب زميني ممكن است از بذر حقيقي يا غده رشد كند . گياه حاصل از بذر داراي يك ريشه اصلي باريك با ريشه هاي جانبي مي باشد اما گياهاني كه از غده رشد مي كنند در انتهاي هر يك از جوانه ها ريشه هاي افشان به وجود مي آيند .

    سيستم ساقه شامل استولون ، ساقه و غده مي باشد . استولون از لحاظ مرفولوژيكي عبارت از ساقه هاي جانبي كه بطور افقي در زير زمين رشد مي كند . طول استولون يك ويژگي مهم در ارتباط با رقم سيب زميني مي باشد. استولون ها در قسمت انتهائي متورم شده و تشكيل غده مي دهند .

   غده ها محل اصلي ذخيره غذايي گياه مي باشد . غده سيب زميني داراي يك قسمت به نام پاشنه مي باشد كه به استولون متصل است و قسمت انتهايي آن رأس ناميده مي شود. چشم ها در سطح غده به صورت مارپيچ قرار گرفته اند و به طرف رأس تجمع يافته اند . هر چشم داراي چند جوانه است. چشم سيب زميني در واقع همان گره هاي ساقه مي باشد .

   در يك برش طولي غده قسمت هاي زير ديده مي شود .

   پوست – كورتكس – سيستم آوندي ، پارانشيم ذخيره اي و مغز

   رنگ جوانه يك از ويژگي هاي مهم هر رقم مي باشد. بعد از كشت ، جوانه ها به سرعت توليد ريشه و بعدأ استولون و يا ساقه هاي جانبي مي نمايند . ساقه اصلي گل آذين به دو شاخه تقسيم ميشود . هر شاخه معمولاً به دو شعبه ديگر تقسيم مي شود و بدين ترتيب يك گل آذين سيـموتن ( دو به دو ) را به وجود مي آورد. از انشعابات گل آذين گل ها به وجود مي آيند كه در

 

انتها ي آن به كاسه گل مي انجامد . گل سيب زميني يك پايه بوده ولي اندام هاي نر و ماده جدا از هم هستند .  

مقايسه كشت مستقيم بذر حقيقي و غده :

استفاده از بذر حقيقي در اروپا رايج شده است. در اين روش احتمال شيوع بيماريهاي ويروسي كاهش مي يابد (چـــــون تكثير در جوانه بذر يا مريستم بذري داراي سرعتي بيش از تكثير ويروس ها مي باشد در اين صورت ويروس ها نمي توانند بذر را آلوده كنند و از تكثير آنها كاسته خواهد شد ) ولي از طرفي هزينه كاشت در صورت نشاء كاري افزايش مي يابد و نياز به ســــــرمايه گذاري بلند مدت مي باشد . همچنين كاشت مستقيم بذر در مزرعه در سطح زراعت هاي نيمه مكانيزه يا سنتي با موفقيت چنداني همراه نيست ، چون جوانه زني آنها به مشكل برخورد ميكند. از نظر مقدار توليد تقريباً تفاوتي احساس نشده است . استفاده از بذر حقيقي، مكانيزاسيون ،كاشت ، داشت و برداشت را آسان تر مي نمايد، چون هم شكلي بوته ها بالاست و ظهور مراحل فنولوژيكي هم زمان اتفاق مي افتد . از محاسن ديگر كشت بذر حقيقي عدم نياز اختصاصي بخشي از محصول نهايي سيب زميني بعنوان غده بذري است كه به كشت در سال بعد اختصاص مي يابد و يا عدم نياز به محيطي بنام انبار براي انبار كردن غده هاي بذري است .

    در بيش از 80% سطح كشت سيب زميني در دنيا از غده هاي بذري استفاده مي شود . انتخاب اندازه مناسب اين بوته ها از نظر رسيدن به گياهچه هاي يكنواخت مهم است. اندازه مطلوب غده هاي بذري در حد تخم مرغ متوسط ( 60 – 50 گرم ) مي باشد.

 اكولوژي:

سيب زميني از لحاظ اكولوژي خاصيت انعطاف زيادي دارد واز حدود دايره قطبي تا نواحي استوايي كاشته مي شود ، اما در آب و هواي سرد وخشك بهترين رشد را دارد . به همين دليل بهترين نقاط رويش طبيعي اين گياه مناطق كوهستاني مي باشد . جوانه هاي جوان سيب زميني بهترين توسعه را در حرارت 19-13 درجه سانتيگراد خاك دارا هستند سيب زميني يخ بندان جزئي درشب را تحمل مي نمايد و نقطه انجماد آن 3- درجه سانتيگراد مي باشد و كمترين درجه حرارت براي ذخيره شدن مواد غذايي در غده 2 درجه سانتيگراد مي باشد .

 

اصول به زراعي كاشت سيب زميني

1-   انتخاب خاك مناسب :

يكي از عوامل مهم در توليد سيب زميني شرايط خاك است . خاك هاي مناسب براي زراعت سيب زمـــــــيني بايستي داراي تداخل بالا و تهويه و زه كشي خوب با بافت شني – رسي باشد. خاك هاي سنگين باعث توقف آب در خاك مي شود كه پوسيدگي غده را به همراه دارد. همچنين خاك هاي سبك متوسط عملكرد را بالا برده و توليد غده هاي درشت تر مي نمايد. ولي در خاك هاي سنگين متوسط عملكرد پائين و اندازه غده ها ريز تر خواهد شد . شوري خاك باعث كوتاه ماندن طول بوته مي گردد و در نتيجه باعث نقصان عملكرد مي شود.

   بطور كلي سيب زميني جزو گياهان نيمه مقاوم به شوري است بنحوي كه در  ميلي موس حدود 40 درصد و در  ميلي موس تقريباً 95 درصد كاهش محصول دارد. آستانه كاهش محصول از  ميلي موس مي باشد .

  گياه سيب زميني به PH خاك عكس العمل هاي مختلفي نشان ميدهد . مثلاً در PH بالاتر از 7 ميزان محصول كم و در PH حدود 5/6- 5/5 ميزان عملكرد بالا و غده هاي درشت تر و بازار پسند تر خواهد بود. در خاكهايي كه اسيدي هستند و براي اصلاح آنها

 

مواد آهكي مصرف مي شود دقت شود كه مقدار آهك زيادي مستقيماً با بوته ها تماس نداشته باشد زيرا ممكن است مقدار آهك زياد توليد بيماري فــــيزيولوژيكي به نام Wart ( وارت ) يا بيماري زگيل سيب زميني بنمايد .

 

تهيه بستر بذر :

جهت آماده نمودن بستر بذر سيب زميني رطوبت مزرعه بايستي در حد گاورو باشد تاپس از شخم و ساير عمليات تهيه زمين از ايجاد كلوخه جلوگيري شود . هم چنين براي تأمين رشد سريع ، غده هاي بذري بايد در خاك نسبتاً نرم كاشته شوند . در زمين هاي سبك و شني  در بهار همراه با شخم كود دامي كاملاً پوسيده يا كود مرغي را باخاك مخلوط مي كنند. معمولاً شخم زراعت سيب زميني بايستي عميق باشد تا ريشه هاي سيب زميني راحت تر به عمق خاك نفوذ نمايند و آب و مواد غذايي را بهتر و بيشتر جذب كنند . نحوه تهيه زمين تأثير بسزايي روي شكل و بازار پسندي غده هاي توليدي دارد.

   اگر چنانچه كلوخه هاي حاصل از عمليات خاكورزي زياد باشد به هنگام غده زايي فشارهاي جانبي به غده وارد شده و سبب تغيير شكل در حالت طبيعي غده مي گردد استفاده از گاو آهن بر گردانداردر عمق ثابت طي ساليان متوالي بر اثر فشار تيغه گاو آهن به كف شيار به خصوص در خاكهاي سنگين سبب ايجاد لايه اي سفت خواهد شد كه اين لايه از نفوذ آب و ريشه گياه به عمق خاك جلوگيري مي نمايد و آبشويي و فرسايش خاك را باعث مي گردد و مستقيماً بر عملكرد و كيفيت محصول تأثير خواهد داشت .

   هم چنين به علت شدت عمليات تهيه زمين با استفاده از گاو آهن برگرداندار و ديسك ، لايه سطحي خاك پودر شده كه به فرسايش آبي و در مناطق بادخيز به فرسايش بادي خاك و ايجاد سله منجر خواهد شد . اما در عوض با استفاده از گاوآهن قلمي نه تنها لايه سختي به وجود نمي آيد بلكه لايه ايجاد شده از عمليات تهيۀ سالهاي قبل را نيز از بين خواهد برد.

    از محاسن ديگر گاو آهن قلمي سرعت بيشتر عمليات تهيه زمين اين دستگاه نسبت به گاو آهن برگرداندار مي باشد . هم چنين گاو آهن قلمي 44% بيشتر گاو آهن برگرداندار داراي بازده مزرعه اي مي باشد و به دقت كمتري جهت انجام عمليات نياز دارد . هم چنين گاو آهن قلمي چون خاك را بر نمي گرداند رطوبت موجود در خاك حفظ شده و مي تواند به جوانه زني بذور كمك كند اما اگر گاو آهن قلمي باعث به جا ماندن كلوخه شود موجب بدشكلي غده مي گردد.

   نتايج به دست آمده از اجراي طرح هاي تحقيقاتي در اين زمينه بيانگر عدم تأثير سيستم هاي خاكورزي بر عملكرد در هكتار مي باشد اما در تيمارهايي كه گاو آهن قلمي استفاده شده بود درصد غده هاي بدشكل و بدفرم حداكثر 5% بيشتر از تيمارهايي بود كه در آنها گاو‌آهن برگردانداراستفاده شده بود و درصد سبز محصول با استفاده از گاوآهن قلمي بيشتر از گاو آهن برگرداندار مي باشد . باتوجه به مطالب بالا استفاده از گاو آهن قلمي به لحاظ اقتصادي و حفظ منابع آب و خاك حائز اهميت مي باشد .عمق كاشت غده هاي بذري بين 15-10 سانتي متر است كه ريشه ها 60 – 30 سانتي متردر خاك نفوذ مي كنند .

   طبق گزارشهاي متعددي مقدار محصول با مقدار برگها، ضخامت و ارتفاع آنها رابطه مستقيم دارد تا حدي كه گياه ورس نكند . ضمن اينكه در اينصورت ((LAI افزايش يافته و مقدار محصول افزايش مي يابد . شكل و رنگ و اندازه برگها در ارقام مختلف سيب زميني متفاوت است. انواع زودرس اين گياه داراي برگهاي روشن تر و صاف نسبت به ارقام ديررس هستند .          هرگاه جوانه هاي ساقه اي كــــه در ميان بوته قراردارند نور كمتري دريافت كنند تبديل به ساقه هاي حجيم زير زميني شده و محصول افزايش مي يابد لذا يكي از عمليات ضروري در اين گياه خاكدهي پاي بوته ها ست . تاضمن ايجاد محيطي با تهويه كافي و نرم براي افزايش محصول ريشه اي باعث افزايش تعداد جوانه هايي كه به ساقۀ زير زميني تبديل مي شوند ، محصول سيب زميني معمولاً در انتهاي استولونها ظاهر مي شوند .

    بايستي مقدار ساقه هاي هوايي و برگهاي توليد شده آنها با تعداد ساقه هاي زير زميني وارگانهاي ذخيره اي زير زميني آنها در تعادل باشد . طول ساقه هاي زير زميني در سيب زميني از نـظر رقم  سطح مكانيزاسيون حائز اهميت است. چنانچه طول آنها بيش از حد باشد محصول

در عمق بيشتري از خاك تشكيل شده برداشت آن مشكل تر مي شود و ممكن است بخشي از محصول بعد از برداشت در زمين باقي بماند  و به هدر برود. هر چند كه ممكن است در اين صورت مقدار توليد گياه و افزايش يابد ولي اين ارقام براي توليد مناسب و مكانيزه مناسب نيستند. بيشتر ارقام تجاري اغلب داراي استولونهايي به طول كمتري هستند و محصول زير زميني توليد آنها در اين عمق به طور متمركز انجام مي شود تا كاربرداشت آسانتر شود در اين صورت مي توان حتي تراكم را بيش از حالتي در نظر گرفت كه بوته هاي حجيم با ساقه هاي خزنده توليد مي شود . دليل فيزيولوژيكي زياد بودن محصول بوته اي ارقامي با استولونهاي عميق را به عدم بروز رقابت بين استولونها در خاك نسبت مي دهند جوانه هايي كه در روي غده سيب زميني ظاهرميشود از نظر پراكنش عمق و تعداد وابسته به ژنوتيپ هستند .

    رنگ پوست ، رنگ گوشت ، شكل غده و عمق چشمها نيز وابسته به ژنوتيپ است ولي تا حدودي عوامل اقليم و خاكي روي آنها تأثير گذار هستند . به طوري كه رنگ پوست از خاكهاي شني روشن تر ولي در خاكهاي رسي و يا با ماده آي بالا تيره تر است ولي رنگ گوشت كاملاً وابسته به رقم است .گل در اين گياه از سفيد تا ارغواني متفاوت است ولي اغلب صورتي ديده مي شود. سيب زميني گياهي است اتوگام با گلهاي كامل به طور خوشه اي و مركب در انتهاي ساقه ديده مي شود در بعضي از واريته ها حتي بعد از گلدهي ميوه هاي حقيقي كه بسته هاي كوچكي هستند ديده مي شوند . تعداد ميوه ها در شرايط آب و هوايي خنك افزايش مي يابد رنگ ميوه ها عموماً تيره است و درون آنها 150 – 100 عدد بذر ديده مي شود .

    از نظر وزني قسمت عمده غده را آب تشكيل مي دهد (65% تا 75%) و 20% نشاسته است كه در ارقامي كه به منظور توليد الكل زراعت مي شود به منظور توليد نشاسته بالا كيفيت مطلوب به شمار ميرود .پروتئين موجود در اين محصول 2% است كه زير پوست قرار دارد مقدار خاكستر و ماده معدني در غده ها حدود 1/1% است كه اكثراً در زير پوست متمركزند از طرفي مصرف سيب زميني را وجود آلكالوئيدي بنام سولانين محدود كرده است وجود اين مادۀ سمي در زير پوست حداكثر است . حد مجاز آن براي مصرف 5/8-8 ميلي گرم در هر گرم سيب زمــيني است . در زمان جوانه زني غده ها غلظت سولانين در جوانه ها حداكثر شده و صلاحيت

مصرف را كاهش مي دهد ، پس غده هايي كه در جايي مثل انبار هستند و جوانه زدند صلاحيت مصرف ندارند و به طور كلي مقدار آن در جوانه ها حداكثر است و مقدار آن در جوانه ها 20 برابر متوسط غده مي باشد . سولانين در برابر  نور تجمع يافته و سنتز آن افزايش مي يابد لذا سعي بر اين است كه غده ها از تماس با نور در مزرعه در امان باشند. يكي از اهداف خاكدهي پاي بوته نيز همين مسئله است .

   خوشبختانه اين ماده در برابر حرارت حساس بوده و محلول در آب است و چنانچه روش پخت آن به گونه اي باشد كه به حالت آبپز طبخ شود باعث كاهش درصد آن به هنگام مصرف ميشود لذا اين روش به روش سرخ كردن و غيره ترجيح داده مي شود.

   ويتامينها اغلب ازنوع ويتامين C و بعضي از ويتامينهاي گروه B در بخش مركزي و گوشتي سيب زميني متمركزند و حتي در مقابل پوست گيري عميق آسيب نمي بيند و فقط پروتئين آسيب مي بيند . چربي نيز به ميزان 03/0 % در سيب زميني يافت مي شود و در 100 گرم آن 20 گرم ويتامين C يافت ميشود كه در هنگام پخت متأسفانه در برابر حرارت از بين مي رود چون ويتامين C در آب حل مي شود .

   ويتامينهاي گروه  به مقدار كم در سيب زميني يافت ميشود.

   وجود پروتئين بالا باعث سفتي گوشت گرديده و مزه آن را كمي تلخ مي كند لذا ارقامي كه ديواره اسكلتي سلول آنها تكامل نمي يابد و درهنگام پخت به روش آبپز از هم وا ميروند و يا ارقامي كه در موقع پخت حالت پودري به خود ميگيرند براي استفاده در صنايع توليد نشاسته يا پوره سيــــــب زميني مناسب ترند و برعكس سيب زمينيهايي كه قوام بيشتري دارند رنگ زرد تري دارند و در صنايع چيپس سازي و غيره بكار مي رود و روغــن كمتري جذب مي كنند .

    سيب زميني از نظر تأمين انرژي حائز اهميت است و يكي از محصولا ت استراتژيك به شمار ميرود مثل بعضي كشورهاي آمريكاي جنوبي و مناطق سردسيري بريتانيا و ...

    هدف از مصرف اين گياه تأمين ويتامين يا پروتئين اين گياه نيست نشاسته به صورت فـــشرده در داخــل سلولهاي پارانشيم اين غده ها ذخيره مي شود كه به آنها آميلوپلاست گفته

مي شود كه مي تواند به طور خالص استخراج گرديده ، ايزوله شده و در مصارف صنعتي و خوراكي و ... استفاده شود. نشاسته اين گياه در تهيه نان اهميت زيادي ندارد چون در صنعت نان وجود دو پروتئين گلوتنين و گليادين است كه گلوتنين باعث كش آمدن خمير مي شود و گليادين باعث پف كردن نانهامي شود.  حاصل از تخمير خارج شده و نان حالت پف آمده مي شود.

هر 100 گرم سيب زميني 98 كالري انرژي توليد مي كند .

   بسته به تيپ يا رقم مي توان سيب زميني را از لحاظ زمان لازم براي رشد تقسيم بندي كرد .

 

1-  ارقام خيلي زودرس : ارقامي هستند كه طي 100-60 روزي ميرسند .كيفيت محصول مطلوب دارند ولي قابليت انبار كردن آنها پايين است از مهمترين ارقام اين گروه مي توان به تيپ استانبولي اشاره كرد كه داراي پروتئين خوبي است و گوشت زرد و خوشمزه اي دارد .( زودرس است و انبار داري پائين دارد.)

2-    ارقام زودرس كه دوره رسيدگي آنها 120 تا 100 روز است . كيفيت نسبتاً خوبي داشته و انبارداري خوبي دارند .

3-  ارقام نيمه زودرس كه 5 ماه دوره رشد داشته و انبارداري و توليد خوب دارد از اين گروه مي توان به ارقام دزيره ، دراگا ، گراما و با كارا اشاره كرد.

4-      ارقام نيمه ديررس و ديررس كه تناژ توليدي آن بالاست ، طول دورۀ رشد آنها بيش از 5 ماه است و از ارقام مهم آنها آئولا ، آلفا، و كوزيما را مي توان نام برد .

عملكرد ارقام مختلف سيب زميني تحت تأثير رقم و مراقبتهاي زراعي و اقليم است از ايــن نظر ارقام ديررس محصول بيشتري توليد ميكند . ارقام بومي ايراني كه در اثر گزينش زارعين اصلاح شده اند عبارتند از رقم پشندي يا پشني.

   ارقام اصلاح شده كه امروزه براي زراعت ترجيح داده مي شوند داراي خصوصيات زراعي مطلوب، توليد بالا ، انبارداري بالا و كيفيت پخت بهتري هستند .

     سيب زميني اصولاً در دماي بالاي  5 درجه سانتيگراد غده بندي را شروع ميكند و حرارت مطلوب آن براي افزايش وزن غده ها 22-18 درجه است در دماي بيش از 20 درجه مخصوصاً دماهاي شبانه بالا تنفس بر فتوسنتز پيش گرفته و غده هاي بسيارريز و پراكنده در اعماق خاك توليد مي شود.

   نكته اي كه در زارعت اين گياه وجود دارد نياز بالاي آن به نور است و محصول مطلوب را در 40 الي 50 هزار لوكس شدت نور توليد ميكند لذا امكان زراعت زير درختي آن وقتي كه سن درختان زياد است وجود ندارد. همچنين نيازهاي رطوبت اين گياه بالاست .و عموماً زراعت مناطق خشك نيست . (LAI) براي فتوسنتز حداكثر بين 5-3 است و اگر حدود 3 باشد در هر ساعت 10 تا 40 گرم ماده خشك ساخته مي شود . اين گياه به حرارتهاي زير صفر حساس است و در 1- تا 3- درجه در فصل بهار يا پائيز از بين ميرود غده ها در 3 درجه زير صفر يخ ميبندند .

 

نيازهاي غذايي سيب زميني و چگونگي مصرف كودها:

سيب زميني يكي از گياهان پر توقع مي باشد و براي رشد و نمو نياز به عناصر غذايي پر مصرف (ماكروالمنت) و كم مصرف (ميكروالمنت) دارد و كمبود هر يك از عناصر مورد نياز در خاك سبب كاهش عملكرد و يا پايين آمدن كيفيت آن مي گردد، بديهي است كه هر چه واريته اي پر محصول تر و يا مديريت مزرعه به صورتي باشد كه انتظار برداشت محصول بيشتري برود نياز غذايي گياه نيز افزايش مي يابد لذا با توجه به حاصلخيزي خاك و عملكرد مورد انتظار ميزان كود مورد نياز براي هر مزرعه را مي توان تعيين نمود. در رابطه با نياز كودي سيب زميني به عناصر غذايي پرمصرف سه عنصر ازت ، فسفر و پتاسيم داراي اهميت مي باشند . باعنايت به اينكه سيب زميني نيازهاي كودي خود را در اوايل رشد از غدۀ بذري تامين ميكند لذا حداكثر رشد و جذب مواد معدني از خاك را زمان گلدهي و بعد از آن خواهد داشت.

 

ازت

مهمترين عنصر مورد نياز سيب زميني ازت است كه در صورت كمبود باعث كاهش شديد محصول مي گردد ميزان كود ازته مورد نياز براي خاك هايي با مواد آلي كمتر از يك درصد با عملكرد حدود 45 تن در هكتار 180 كيلوگرم ازت خالص در هكتار مطابق با 390 كيلوگرم اوره و براي خاك هاي با مواد آلي بيش از يك درصد 150 كيلوگرم ازت خالص برابر 325 كيلوگرم اوره مي باشد علائم كمبود ازت رنگ پريدگي برگهاست برگها معمولاً به رنگ روشن ، سبز مايل به زرد و زرد روشن درمي آيندو برگهاي پير زرد شده و خزان مي كنند .

 

فسفر:

نياز سيب زميني به فسفر در مقايسه با ازت و پتاسيم خيلي كمتر است. ميزان كود فسفره مورد نياز گياه با توجه به ميزان فسفر قابل جذب موجود در خاك بر اين اساس است :

  خاك هايي كه كمتر از ppm10 فسفر قابل جذب دارند مقدار 90 كيلوگرم   يا 195 كيلوگرم فسفات آمونيوم يا سوپر فسفات در هكتار و خاكهايي كه ppm 15-10 فسفر قابل جذب دارند  مقدار 60 كيلوگرم  برابر با 130 كيلوگرم فسفات آمونيوم يا سوپرفسفات در هكتار و خاكهايي كه20-15 ppm فسفر قابل جذب دارند مقدار 30 كيلوگرم     برابربا 65 كيلوگرم فسفات آمونيوم يا سوپر فسفات در هكتار و خاكهايي بافسفر قابل جذب بيش از ppm20 نيازي به مصرف كود فسفره ندارند .

 

پتاسيم :

در خاكهاي شني و سبك عموماً پتاسيم خاك كم بوده و نياز به مصرف كود پتاسه دارد و باتوجه بــه اينكه سيب زميني يكي از گياهان پر نياز به پتاسيم است، در چنين خاكهايي در صورتي كه

 

 

ميزان پتاسيم قابل استفاده براي گياه كمتر ازppm250 باشد مصرف 150- 100 كيلوگرم فسفات پتاسيم در هكتار توصيه ميگردد.

  كودهاي شيميايي قبل از كشت بايستي با خاك  مخلوط گردند به همين لحاظ پس از آماده شدن زمين كود شيميايي را طبق توصيه به عمل آمده با خاك مخلوط مي كنند و نكته مهم اين است كه بايد دقت نمود بذر سيب زميني با كود شيميايي تماس حاصل ننمايد چون جوانه هاي توليد شده صدمه مي بينند.

   پس ملاحظه مي شود كه نيازهاي ازته و پتاسه اين گياه بالاست . از آنجائيكه پتاسيم و روي مانع از جذب ازت به فرم نيترات مي شوند ، يكي از اهداف افزودن اين كودها يا تقويت آنها به روش هاي ديــــگر در خاك براي جلوگيري از تجمع نيترات به منظور افزايش كيفيت غده ها مي باشد .

    متأسفانه در ايران موضوعي كه بسيار اهميت دارد قيمت محصول سيب زميني است و از آنجائي كه افزودن كود در كوتاه مدت محصول را افزايش مي دهد بنظر ميرسد استفاده از آن حداقل تا رسيدن به سيستمي نوين در كشاورزي ايران و ترويج آن اجتناب ناپذير مي باشد، ولي پايه ريزي روشهائي كه بر استفاده كمتر از چنين مواردي تاكيد دارند مي تواند راه را به سوي رسيدن به امــــنيت غذايي ، كاهش هزينه هاي درماني ، مشكلات اجتماعي و غيره هموار تر مي سازد .  

آماده كردن بذر جهت كشت:

اگر غده هاي سيب زميني در انبار سرد نگهداري شده اند نبايستي بلافاصله بعد از خروج از انبار كاشته شوند زيرا چشم هاي غده هنوز فعال نگشته و مدت زمان طولاني لازم است تا غده ها در زيـــــــر خاك جوانه بزنند و در اين مدت غده ها مورد حمله برخي عوامل بيماري زا قرار مي گيرند .بنابراين بهتر است غده ها در جعبه هاي مخصوص در مقابل نور معمولي قرار گيرند ، در تاريكي فاصله ميان گره و جوانه طولاني تر شده و رنگ جوانه ها به علت عدم تشكيل كلروفيل سفيد مي شود. تعداد جوانه هاي رشد كرده روي غده سيب زميني بستگي به اندازه غده ،‌درجه حرارت و مدت زمان انبار داري دارد.

 

اثر پيش جوانه زني در سبز شدن محصول:

غده هاي سيب زميني بذري كه قبل از كاشت پيش جوانه مي شوند از نظر سن فيزيولوژيكي پيرتر از غده هاي بدون جوانه مي باشند . غده هاي بذري پيش جوانه دار شده باعث مي شوند كه محصول سريع تر سبز شده غده زايي زودتر انجام پذيردو بوته هاي سيب زميني زودتر به مرحله پيري برسند . زماني كه يك غده سيب زميني پيش جوانه دار كاشته مي شود بر مقدار رشد جوانه سريعاً افزوده مي شود كه موارد ذيل ممكن است از عوامل مؤثر در سرعت رشد جوانه باشند.

الف) وجود مقدار بيشتري از مواد معدني و آب در خاك نسبت به مواد معدني و آب موجود در درون غده سيب زميني

ب) وجود يك محرك رشد در ريشه هاي اوليه كه به محض كاشته شدن غده سيب زميني شروع به فعاليت مي نمايد.

ج) وجود رقابت مثبت بين تعداد جوانه هاي سبز شده روي غده در جذب مواد غذايي درون غده كه با افزايش درجه حرارت بر مقدار رقابت افزوده شده و به دليل افزايش رشد جوانه ها سريع تر سبز مي شوند .

 

   آزمايشات انجام گرفته توسط ( نيلي – علي) نشان مي دهد كه بين دو غده پيش جوانه دار شده و غده بدون جوانه كه كاشته شده اند تفاوت معني داري در تعداد ساقه اصلي وجود دارد به طور كلي در شرايط ايران و براي توليد سيب زميني خوراكي در مناطقي كه طول دوره رشد طولاني تر است نيازي به امر پيش جوانه زني غده هاي بذري نمي باشد و در زمان كاشت بايد سعي نمود كه چشم هاي غده باز شده باشد ولي در مناطقي كه طول دوره رشد كوتاه باشد و يا منظور توليد سيب زميني خوراكي زودرس باشد پيش جوانه دار نمودن غده بذري باعث افزايش عملكرد مي شود. همچنين در مورد توليد سيب زميني بذري كه يكي از هدف هاي توليد غده با انـــــدازه بذري مي باشد و نياز به از بين بردن شاخ و برگ سيب زميني در زمان مناسبي مي باشد ، پيش جوانه دار نمودن غده بذري باعث افزايش عملكرد محصول غده بذري مي شود كه اين نكته ضروري است كه وقتي يك يا دو جوانه فعال شوند ساير جوانه ها رشد نمي كنند جهت رفع اين مشكل قبل از كشت مي توان جوانه غالب انتهايي را از بين برد تا ساير جوانه ها فعال گردند .

 

تراكم ساقه ، اندازه و بذر و بذر مورد نياز جهت كاشت :

     از جمله فاكتورها و پارامترهاي بسيار مهم زراعي كه در توليد سيب زميني حائز اهميت است تراكم يا تعداد ساقه هايي است كه قابليت توليد غده را دارا ميباشند . تراكم گياه به تعداد بوته در واحد سطح اطلاق مي شود ولي در مورد گياه سيب زميني تعداد ساقه در واحد سطح را تراكم قلمداد ميكنند به عنوان مثال در مزرعه اي تعداد 40000 غده بذري در يك هكتار كشت گرديده اگر از هر غده 2 ساقه به وجود آيد تراكم در اين مزرعه به صورت زير خواهد بود. 

ساقه در هكتار

تراكم ساقه در متر مربروش ديگر جهت محاسبه تراكم ساقه در واحد سطح بدين صورت است كه از چند رديف 10 متري كه به طور تصادفي در نظر گرفته شده است تعداد ساقه شمارش شده و از طريق فرمول زير تراكم ساقه را مي توان به دست آورد.

                                                     تراكم ساقه=                                               

 

مثال : در مزرعه فوق الذكر مي توان چنين فرض كرد كه تعداد ساقه هاي شمارش رديف شده در چهار رديف تصادفي به طول 10 متر چنين است . 135-140-160-165

135+140+160+165

 20=             

40 75

ساقه

مترمربع

 


                                                                                              = تراكم ساقه

 

جهت بدست آوردن بهترين اندازه غده و تراكم بوته در هكتار براي رسيدن به حداكثر پوشش گياهي مزرعه و در نتيجه عملكرد بيشتر طرح هاي تحقيقاتي انجام شده حاكي از اين است كه اثر اندازه غده در عملكرد معني دار بوده و استفاده از غده هاي بزرگ عملكرد بيشتري دارد . زيرا كه تعداد جوانه ها بستگي به اندازه بذر دارد.

    يعني هرچه غده بزرگ تر باشد داراي جوانه هاي بيشتري خواهد بود . و ذكر اين نكته ضروري است كه تمام جوانه هاي يك غده كشت شده به ساقه اصلي تبديل نمي شود و فقط 30% از جـــــوانه ها ي روي غده به ساقه تبديل مي شود و زماني كه تراكم ساقه بالا باشد غده هاي توليد شده كوچكتر از غده هايي هستند كه در تراكم ساقه كمتر توليد مي شود .

    عملكرد سيب زميني بيشتر بستگي به تعداد ساقه دارد تا ميــزان بذر در واحد سطح گرچه تعداد مناسب ساقه ها به عوامل مختلفي بستگي دارد اما تعداد 20 – 15 ساقه خوب رشد يافته در متر مربع براي عملكرد مناسب مورد نياز است يعني در صورتي كه چهار غده در واحد سطح هر كدام چهار ساقه توليد كند و وزن متوسط هر غده 50 گرم باشد ميزان مصرف بذر در هكتار تن و اگر چهار ساقه از غده هايي به وزن 30 گرم باشد ميزان بذر در هكتار 2/1 تــــن خواهد بود . از ايـن موضوع مي توان چنين نتيجه گرفت كه كشاورز بايد سعي كند

 

ساقه هاي بيشتري را در هر غده توليد كند و در نتيجه براي توليد هر واحد وزن غده بذري كمتري نياز داشته باشد .

لذا جهت افزايش تعداد ساقه در غده زارع مي تواند :

1.      بذر را پيش جوانه دار نمايد .

2.      از صدمه ديدن جوانه ها در زمان كاشت جلوگيري نمايد .

3.      كشت در خاك نرم و نسبتاًٌ مرطوب انجام گردد.

    جهت بدست آوردن سيب زميني خوراكي 32000 تا 42000 بوته در هكتار 5/2 – 5/1تن بذر در هكتار بايد كشت گردد و در يك زراعت توليد بذر اغلب بيشتر از 60 هزار گياه در هكتار بايد كاشته شود و 5-3 تن بذر در هكتار بذر مورد نياز است .

    هرچه بذر از نظر توليد ساقه ضعيف تر باشد بايستي مقدار بيشتري كاشته شود. همچنين اندازه غده در اثر رقابت ساقه ها در استفاده از مواد غذايي قابل استفاده ، رطوبت خاك و نور محدود ميگردد زماني كه تراكم ساقه بالاست غده هاي توليد شده كوچكتر از غده هايي است كه در تراكم ساقه كم توليد مي شود.

   بررسي هاي انجام شده حاكي از آن است كه در تراكم 67 هزار بوته در هكتار و فواصل رديف 75 سانتي متري و فواصل پشته به ميزان 20 سانتي متر داراي عملكرد بيشتري و همچنين غده هاي به دست آمده داراي درصد ماده خشك بيشتري بوده اند.

 

تاريخ كشت مناسب:

سيب زميني در هواي سرد و خشك بهترين رشد را دارد و همچنين وقتي در هواي سرد كشت شود بيشترين عملكرد را دارد . جوانه هاي جوان سيب زميني وقتي حرارت حدود 32 – 18 درجه سانتي گراد باشد بيشترين رشد را دارند . ولي بيشترين رشد غده ها زماني است كه درجه حرارت خاك حدود 29 درجه سانتيگراد باشد. و زماني كه حرارت زياد باشد رشد ثانوي به وجود مي آيد . بــــا تـوجه به شرايط آب و هوايي هر منطقه و نوع خاك و طغيان آفات و بيماري ها

 

نمي توان تاريخ قطعي كشت سيب زميني را در يك منطقه وسيع به طور يكسان داد. لذا جهت هر منطقه آزمايش تاريخ كاشت ضروري است. تاريخ كاشت مناسب يكي از عواملي است كه مي تواند مزارع را از خطر حمله آفات و بيماري ها و حوادث طبيعي از قبيل سرمازدگي محصول نگه دارد .

   همچنين تاريخ كشت مناسب مي تواند تأثير بسزايي روي كاهش مصرف سموم و نوعي مبارزه زراعي بر عليه آفات و امراض و علفهاي هرز باشد .

   با توجه به شرايط آب و هوايي دماوند و فيروزكوه بهترين  تاريخ كاشت نيمه دوم ارديبهشت ماه تا اوايل خرداد ماه مي باشد .

نحوه كاشت بذر سيب زميني :

كشت سيب زميني به دو صورت امكان پذير است:

1.      زمين را به صورت جوي پشته در آورده و غده هاي سيب زميني را به عمق 15 سانتي متر پايين تر از رأس پشته مي كارند .

2.   در زمين مسطح و بدون جوي پشته كشت به وسيله ماشين هاي رديف كار دو رديفه يا چهار رديفه اتوماتيك و با نيمه اتوماتيك صورت مي گيرد. در اين دستگاه ها فواصل رديف كشت و فواصل غده روي پشته قابل تنظيم مي باشد. معمولاً فاصله رديفها 75 سانتي متر و فاصله غده ها 25 – 20 سانتي متر مي باشد . از جوي هاي ايجاد شده جـــــهت آبياري استفاده مي شود و طول شيار بستگي به شيب زمين ، بافت خاك ، ميزان آب دارد متذكر مي گردد در منطقه تهران بذر لازم براي كاشت يك هكتار بافاصله بوته 20 سانتي مترو فواصل رديف 75 سانتي متر و با متوسط وزن غده ها 50 – 40 گرمي ، حدوداً 5/2 – 2 تـــن در هكتار مي باشد . 

معرفي ارقام توصيه شده جهت كشت در منطقه دماوند و فيروزكوه

وضعيت و شكل ظاهري غده از نظر بازار پسندي اهميت بسزايي دارد . مي دانيم كه شكل غده يك صفت مشخصه براي هر واريته مي باشد در شرايط غير مناسب رشد غده ها معمولاً به بدشكلي مبتلا مي شود كه شامل ترك خوردن و تورم غده و برآمدگي چشم ها و تغيير شكل غده مي باشد مصرف كنندگان ايراني منحصراً رنگ زرد را بر روي پوست و گوشت سيب زميني مي پسندند .

 

كيفيت سيب زميني به دوقسمت كيفيت ظاهري و كيفيت داخلي تقسيم مي شود.

v كيفيت ظاهري شامل : شكل ، اندازه غده ، نقائص سطح غده و خسارات و زيان هاي ظاهري كه بر اثر عوامل مختلف به وجود مي آيد مي باشد .

v كيفيت داخلي شامل: مواد خشك موجود در سيب زميني است مي دانيم فاكتورهاي مختلف در رشد و كيفيت سيب زميني اثر دارند . شكل غده يك صفت مشخصه براي هر واريته مي باشد ارقام معرفي شده در شرايط آب و هوايي دماوند به شرح زير است:

1-  رقم آگريا: رقمي است نيمه ديررس شكل غده بيضي شكل رنگ پوست غده زرد و رنگ گوشت زرد، گستردگي بوته بسيار خوب بوده و مناسب صنايع چيپس سازي است مصرف تازه آن بسيار مطلوب بوده و عملكرد آن بالاو ماده خشك آن حدود 5/22% و خاصيت انبار داري خوب مي باشد.

2-  رقم كوزيما : رقمي است دير رس داراي خاصيت انباري خوب ، شكل غده گردو تـخت مي باشد ماده خشك آن 22% ، بوته ها گسترده و داراي ساقه هاي قوي است ، 

رنگ پوست آن كرم تيره و رنگ گوشت زرد ميباشد و داراي كيفيت پخت بالايي است رنگ گلها بنفش بوده و داراي خاصيت انبارداري خوبي مي باشد.

3-  رقم دراگا: رقمي است نيمه زودرس داراي غده هاي بزرگ و عمق چشم ها مــــتوسط كه اكثر چشم ها در انتهاي غده تجمع دارند . رنگ پوست كرم رنگ ، رنگ

گوشت سفيد با درصد ماده خشك پايين حدود 18% و داراي برگ هاي پهن و بزرگ و شكل بوته افتاده و تعداد ساقه كم و ضخيم مي باشد رنگ جوانه ها قرمز روشن ، گلها كم و صورتي رنگ بوده و جهت پوره سيب زميني مناسب بوده و داراي خاصيت انباري و عملكرد بالائي است.

4-  رقم مورن : رقمي است نسبتاً ديررس شكل غده ها بيضي و صاف و بزرگ عمق چشم ها سطحي رنگ پوست زرد روشن و رنگ گوشت زرد و روشن و ياسفيد مي باشد.

داراي ماده خشك بالا و حدود 21% مي باشد داراي بوته هاي ايستاده و با برگهاي تقريباً خشبي است رنگ جوانه ها قهوه اي تا قرمز بوده كه زماني كه باز شوند قرمز مي گردند و داراي لكه هاي سفيد و خاصيت انبارداري بالا مي باشد .

5-  رقم ديامانت : رقمي است نيمه ديررس با غده هاي بيضي شكل و چشم هاي سطحي و تعداد ساقه هاي نسبتاً كم و برگهاي نسبتاً بزرگ و تيره با گل هاي زياد و بنفش رنگ ، داراي درصد ماده خشك بالا حدود 22% و رنگ گوشت زرد و روشن و رنگ پوست زرد و رقمي است مناسب چيپس رقمي مقاوم در مقابل بيماري هاي فوزاريومي و ريزوكتينائي

6-  رقم مارفونا : رقمي است نيمه زودرس داراي غده هاي بزرگ عمق چشم ها متوسط و داراي درصد ماده خشك پايين مي باشد و به همين لحاظ حساس به ضربه است به خـــشكي مقاوم بوده و گستردگي بوته آن نسبتاً خوب مي باشــــــد داراي برگ هاي

 

نسبتاً بزرگ است داراي گل هاي سفيد بوده و شكل غده آن بيضي كوتاه مي باشد رنگ پوست آن هم زرد روشن است .

7-  رقم دزيره : رقمي است نيمه ديررس با غده هاي بزرگ و بيضي شكل با چشم هاي سطحي روي غده رنگ پوست قرمز و رنگ گوشت زرد روشن مي باشد و درصد ماده خشك آن بــالا است . رقمي است مناسب چيپس و مقاوم به خشكي داراي ساقه هاي

نسبتاً ضخيم مي باشد. ولي برگها نسبتاً كوچك بوده و داراي سبز تيره و گل هاي بنفش و داراي خاصيت انبارداري خوبي است ولي به علت داشتن پوست قرمز بازار پسندي خوبي ندارد.

8-  رقم آئولا : رقمي است نيمه ديررس داراي غده هاي بزرگ و شكل غده گرد و نوك كشيده مي باشد داراي گل هاي زياد و سفيد رنگ و عمق چشم ها روي غده متوسط مي باشد، رنگ پوست غده كرم و رنگ گوشت آن زرد مي باشد گستردگي بوته آن نسبتاً خوب و داراي درصد ماده خشك حدود 22% است رقمي است مناسب چيپس و خاصيت انبار داري بالايي دارد.  

عمق كاشت :

سيب زميني داراي سيستم ريشه دواني ضعيف مي باشد و لايه هاي غير قابل نفوذ خاك به مقدار قابل توجهي از گستردگي ريشه آن جلوگيري و عمق ريشه دواني را محدود مي نمايد.

   متراكم شدن خاك بعد از آبياري سنگين و يا بارندگي شديد موجب از بين رفتن و پوسيدن ريشه مي شود براي جلوگيري از اين امر بايد لايه هاي متراكم را از بين برد. همچنين كشت غده در عمق زياد باعث تك ساقه اي شدن بوته شده و تراكم بوته بسيار كم مي گردد . ولي اگر كشت سطحي انجام پذيرد و غده هاي توليدي از خاك زراعي بيرون مانده كه در اثر تابش نور خورشيد به غده  ها ماده سبز رنگ به نام سولانين كه نوعي آلكالوئيدي است در پوست و گوشت غده به وجود مي آيد و از كيفيت محصول مي كاهد و يا اينكه باعث مي شود غده ها مورد حمله آفت بيد سيب زميني قرار بگيرند همچنين به علت بالا بودن درجه حرارت در روز در غده هاي به وجود آمده از غده مادري ناهنجاري هايي مانند سياه شدن مغز و نكروزه شدن بر اثر حرارت ظاهري مي شود . عمق كاشت بين 15- 10 سانتي متر بسته به شرايط متغير است .

 

نياز رطوبتي سيب زميني ( آبياري )

در رابطه با رطوبت بايد گفت كه گياه سيب زميني در اوايل رويش ، احتياج مبرمي به رطوبت زياد ندارد . ولي نياز رطوبتي گياه در مراحل گل دادن كه همزمان با تشكيل غده مي باشد به حـــــــداكثر مقدارمي رسد. در اين مراحل ، گياه عكس العمل مناسبي به آبياري از خود نشان مي دهد .

    لذا هنگامي كه رطوبت خاك مزرعه به 80 – 60 درصدرطوبت نگهداري آب در خاك برسد بهترين رشد و نمو را خواهد داشت . چون ضريب تبخير در طول رشد حـــدود 500 – 400 ميلي متر مي باشد.

 

   اصولاً زراعت سيب زميني را پس از كاشت ، يك بار آبياري مي كنند تا با سهولت و شادابي بهتري سبز شود.

   اين نظريه كه در موقع گل دادن سيب زميني كه همزمان با غده بستن آن مي باشد بايد از آبياري اجتناب كرد كاملاً غير ممكن است . و بر طبق گفتار بعضي از دانشمندان كم و زياد كردن مقدار آب و دفعات آبياري در دوره زندگي گياه به منظور قوي تر كردن دستگاه ريشه آن با اصول علمي و فني و فق ندارد.

   از نظر علمي محدوديت رطوبتي در دوران جواني باعث ضعيف شدن بوته مي شود و بهتر است آبياري منظم باشد و هر موقع كه گياه به آب احتياج دارد آبياري انجام گيرد تا حداكثر محصول حاصل شود.

   تعداد دفعات آبياري زراعت سيب زميني در مناطق مختلف و انواع خاك و بسته به واريته هاي مختلف متفاوت است و چون بايد در ماه هاي خشك اين گياه غده ببندد، تعداد دفعات آبياري هر بار به مقدار كم و دفعات زياد بسيار مفيد تر است. از آن جايي كه اين گياه نهايتاً بر روي جوي و پشته رشد مي نمايد ، و بايد با روش نشتي آبياري شود بنابراين بايد آبياري در زمينهاي سبك و شني در دفعات بيشتر و با مقدار كم و در خاكهاي سنگين به مقدار متوسط و در دفعات كمتري صورت گيرد.

   بايد دقت شود كه در زمينهاي سنگين آب پاي بوته توقف نداشته باشد، چون باعث اشاعه بيماريهاي قارچي و باكتريايي مي شود . طبيعي است در شـــــرايط زراعت عادي ( شرايط زارعين ) تشخيص دفعات آبياري و زمان آن بستگي به نوع خاك ، شرايط اقليمي ، عمق گسترش ريشه و رشد و نمو گياه دارد و ارائه دفعات ثابت و معين آبياري براي كليه مناطق منطقي نيست . از نظر تجربي كشاورز با تعيين رطوبت خاك به روش لمسي در مزرعه و تجارب خوبي كه از اين راه دارد مي تواند زمان آبياري اين محصول را با توجه به يكي از موارد علمي و عملي زير تعيين نمايد .

1.      در صورت دسترسي به آب كافي ، هفته اي يك بار آبياري نمايد . ( مقدار كم در دفعات زياد )

 

2.      در صورتي كه خاك زير غده بذري ، شروع به خشك شدن نمايد ، آبياري انجام شود.

3.   در زراعت پيشرفته معمولاً از دستگاهي به اسم تانسيو متر استفاده مي شود كه اگر  اين دستگاه 4/30/0 كه معرف 400- 300 سانتي متر آب باشد را نشان دهد. زارع بايد اقدام به آبياري نمايد .

 توضيح اين كه تانسيومترها مكش آبي را نشان مي دهند و بايد حتماً در مجاورت گسترش ريشه ها كار گذاشته شوند. 

  روش هاي آبياري:

در زراعت سيب زميني آبياري به دو روش :

 1- باراني 2- فارو  صورت مي گيرد.

الف) در صورتي كه آبياري به روش باراني انجام شود بايد دقت شود كه :

1.      غـــلظت امـــــلاح در آب آبياري كمتر از غلظت املاح موجود در آب آبياري به روش فارو ( نشتي ) باشد.

2.   شدت آبياري براي خاكهاي كه پوشش گياهي ندارند نبايد از 10 ميلي متر در ساعت و براي خاكهايي كه داراي پوشش سبز هستند نبايد از 15 ميلي متر در ساعت تجاوز كند اگرخاك مستعد فشرده شدن باشد بايد براي هر دومورد فوق شدت آبياري كاهش يابد

3.      بايد اندازه قطرات كوچك باشد كه اين امر به قطر نازلها و فشار آب پاشها بستگي دارد.

4.      پراكنش و پخش آب بايد يكنواخت باشد تا قسمتي از محصول از پر آبي و قسمتي ديگر از كم آبي صدمه نخورد .

5.   قبل از جوانه زدن و تا حدود چند هفته بعد از جوانه زدن مقدار آب مصرفي به طريق آبياري باراني نبايد از 25 15 ميلي متر تجاوز نمايد

ب) در صورتي كه آبياري به روش فارو انجام شود دقتهاي زير ضروري است.

1- در ابتداي فارو مقدار زيادي آب به صورت پخشيدگي و نشست جانبي از دست نرود.

2- در انتهاي فارو كاهش آبدوي پيش نيايد ( تمام فارو يكنواخت آبياري شود.)

3- عمق نفوذ آب در خاك و يا عمق خاكي كه بايد آبياري شود بسيار مهم است .

 

توصيه هاي لازم در رابطه با آبياري زراعت سيب زميني :

الف) بعد از كاشت ، غده سيب زميني بايد در كنار رطوبت مناسب خاك قرار گيرد.

    اگر خاك خشك باشد و آماده كردن بستر بذر نيز مشكل باشد بايد آبياري قبل از آماده كردن زمين و كاشت صورت گيرد به اصطلاح خاكشناسي اول زمين خاك آب شود و سپس زمين و كاشت صورت گيرد به اصطلاح خاكشناسي اول زمين خاك آب شود و سپس اقدام به كشت گردد و اگر اين عمل ممكن نيست در چنين زمينهايي بايد بلافاصله بعد از كاشت آبياري صورت گيرد.

    بايد خيلي دقت شود كه غده هاي بذري در خاكها در شرايط خيلي خيس و پر آب قرار نگيرند، لذا آبياري بايد با مقدار كمي آب و در مواقعي كه خاكهاي اطراف غده بذري كمي خشك شدند صورت گيرد. ضمناً اگر در مناطق گرم و خشك آبياري به منظور كاهش حرارت خاك باشد بايد فوري و بامقدار كمي از آب انجام شود.

ب) قـــــبل از جوانه زدن، آب زيادي موجب پوسيدگي بذر مي گردد. و همچنين بعد از جوانه زدن و قبل از تشكيل غده ها ( غده بستن ) اگر گياه سيب زميني تحت آبياري شديد قرارگيرد ، ريشه ها تنبل شده و به عمق كافي نفوذ نمي يابند .

    البته بايد توجه داشت كه دفعات آبياري و مقدار آب مصرفي با توسعه رويشي گياه از مرحله كاشت تا رشد نهايي افزايش مي يابد .

ج) در طول مدت تشكيل غده ها كه معمولاً تا چند هفته به طول مي انجامد رطوبت خاك در قــسمت پشته ها باعث كاهش حمله قارچهاي معمولي به غده ها مي شود كه در نهايت

اين عمل موجب افزايش غده هاي بي عيب و بازار پسند مي شود. براي بدست آوردن عملكرد بالا و غده هاي سالم و بازار پسند ، هيچ وقت نبايد بوته سيب زميني به مدت طولاني در مرحله خشكي قرار گيرد . چون بايد رطوبت قابل استفاده براي گياه كه از اهميت ويژه اي برخوردار است در زراعت سيب زميني به طور دائم تأمين گردد.

    اين رطوبت قابل استفاده به عوامل زير بستگي دارد :

1.      ظرفيت نگهداري آب در خاك

2.      عمق گسترش سيستم ريشه

3.      سطح آب زير زميني

 

كمبود آب 4 اثر منفي بر روي محصول سيب زميني دارد،

الف) توليد مواد خشك را مستقيماً با پائين آوردن شدت فتوسنتزي كاهش مي دهد.

ب) رشد محصول را محدود مي كند ( كوچك شدن جثه گياه ) كه به طور غير مستقيم موجب نقصان درصد مواد خشك در گياه مي شود و باعث پيري زودرس بوته سيب زميني مي شود.

پ) تعداد ساقه ها را در بوته هاي سيب زميني كاهش مي دهد. ( به ويژه در دورۀ كاشت تا جوانه زدن )

 

خاك دادن پاي بوته ها

يكي ازعمليات مهم در كشت رديفي يا جوي و پشته اي ، خاك دادن پاي بوته ها ست كه در اين عمل خاك كف جوي ها را بايد بغل پشته ها و اطراف بوته ها ريخت .

 

فوائد عمل خاك دادن بدين شرح است .

1.      وسعت دادن به حوزه عمل ريشه و توليد غده هاي بيشتر

2.      ريخته شدن خاك روي غده هايي كه احياناً از خاك بيرون آمدن است

3.      از بين رفتن مقدار زيادي از علفهاي هرز

4.      زيرورو نمودن خاك و تهويه آن

5.      سله شكني خاك

6.      مخلوط نمودن كود شيميايي مخصوصاً كود سرك با خاك  

بهتر است خاكدهي در دو مرحله صورت پذيرد:

الف) زماني كه طول بوته 20 10 سانتي متر باشد . بهتر است در زمان خاكدهي از علفكشهاي اختصاصي با نظر كارشناسي صاحب نظر نسبت به كنترل علفهاي هرز استفاده نمود.

ب) دومين مرحله خاكدهي 40 35 روز بعد از نوبت اول انجام مي گيرد.

 

علفهاي هرز مزارع سيب زميني

از جمله علفهاي هرز مهم مزارع سيب زميني استان تهران به گونه سلمك با نام علمي (Chenopodium album) ، ارزن وحشي يا چسبك يا علف گنجشك با نام علمي:‌‌‌‌ (Setanidglauca) ، تاج خروس با نام علمي ( Amaranthus) ، هفت بند ، كنگر وحشي را نام برد .

 

راههاي پيشگيري و مبارزه علمي با علفهاي هرز :

1.      يكپارچه نمودن و تسطيح اراضي

2.      پوشش كانالهاي آبياري

3.      مبارزه همگاني بر ضد علف هرز

4.      كاهش مصرف كودهاي شيميايي

5.      استفاده از عمليات زراعي ، مكانيكي ، ارقام مختلف ، تناوب

6.      استفاده از سموم علف كش  

از عمليات زراعي مهم در كاهش رشد علفهاي هرز مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

الف) اجراي تناوب و آيش

ب) اجراي شخم پائيزه همراه يخ آب زمستانه

ج) استفاده از كوددامي پوسيده

د) بهره گيري از ارقام مناسب منطقه

ه) تراكم مناسب در مزرعه

استفاده از علف كش ها هميشه بعنوان آخرين راه قابل توجه است.

   استفاده از علف كش بــــازاگران بصورت قبل از كاشـــــت ( Pre-Planting) و علفكش هاي سنـكور و لاسو به ترتيب بصورت بعد از سبــز شدن Post-emergence و قبل از سبز شدن ( Pre- emergence) قابل توصيه است .

 

برداشت :

در پايان دوره رشد سيب زميني زماني كه حدوداً 60% برگها خشك شده اند غده ها تقريباً رسيده اند بايستي در چند نقطه از مزرعه غده ها را از خاك خارج و از روي پوست غده رسيدن آن را مشخص نمود. اگر پوست غده به سادگي از غده جدا شود هنوز نرسيده و قابل برداشت نمي باشد . بررسي هاي موخامترا ( 1978) نشان مي دهد كه از بين بردن اندام هاي هوايي برضخامت پوست افزوده و غده ها كمتر به بيماري قارچي و ويروسي مبتلا مي گردند.

   ميزان عملكرد تيماري كه 30 روز قبل از برداشت اقدام به از بين بردن قسمت هاي هوايي نموده اند كمتر از 10 و 20 روز قبل از برداشت بوده است . از علائم ظاهري زمان برداشت پژمردگي و ريزش برگها مي باشد ، در اين حالت غده ها به راحتي از استولون جدا گرديده و رنگ پوست معمولا تيره مي گردد.

 

انبارداري :

به لحاظ توليد زياد اين محصول از يك سوو عرضه تدريجي آن به بازار از سوي ديگر لازم است سيب زميني چند ماه در انبار نگهداري شود در اواخر دورۀ خواب زمستاني با بالا رفتن تنفس غده و شروع فعاليت بعضي آنزيم ها ، ذخاير غذايي غده جهت تأمين انرژي براي رشد جوانه ها مورد استفاده قرارميگيرد. اين پديده بسته به تعداد جوانه ها و رشد آنها از كيفيت غده مي كاهد ضايعات سيب زميني را به سبب عوامل مختلف در ايران تا 48% گزارش مي كنند كه 10 درصد اين ضايعات به علت شرايط نامناسب انبار مي باشد . غده سيب زميني داراي 80% آب مي باشد كــــه در طول دوره انبار داري اين ميزان آب كم شده و باعث كاهش وزن غده و كيفيت آن مي گردد . تــبخير آب غده از راه پوست و زخم هاي روي غده وجوانه هاي روي غده صورت مي گيرد . براي افزايش زمان نگهداري و انبارداري از روش هايي مانند استفاده از اشعه گاما در سردخانه هاي مجهز و مواد شيميايي باز دارنده رشد مي توان نام برد.

    غده سيب زميني يك ارگانيسم زنده بوده كه با انجام عمل تنفس اكسيژن هوا را مصرف نموده و حرارت و دي اكسيد كربن توليد مي كند . غده هاي نارس و خراب و غده هاي جوانه زده داراي تنفس بيشتري هستند و در غده هايي كه به صورت فله انبار مي شوند ميزان تنفس بالا و تهويه پايين است . لذا براي كاهش تنفس غده ها حرارت انبار بايستي حدود 8-4 سانتي گراد باشد. كمبود اكسيژن هم باعث سياه شدن وسط غده ها مي شود كف انبار نيز بايستي با تخته هاي مشبك پوشيده شود تا تهويه به خوبي صورت گيرد ، گوني ها بايد كنفي بوده و حداكثر چهار گوني روي هم قرار داده شوند و بين رديف گوني ها فاصله وجود داشته باشد اگر بخواهيم بذر مدت زيادي در انبار بماند درجه حرارت انبار بايستي 4-3 درجه سانتي گراد باشد . ولي بذري را كه مي خواهيم پس از برداشت زود بكاريم بايستي در حرارت 15 – 10 درجه سانتي گراد نگهداري شوند .

    بايستي دقت شود كه  حاصل از تنفس غده براي ادامه تنفس غده بسيار مضر مي باشد و نـبايستي مقدار  انبار از 2% تجاوز كند لذا انبار بايستي در معرض تهويه بوده و هواي مناسب

 

جايگزين  حـــاصل از تــنفس بشود . رطوبت در انبار بايستي 95 – 80 درصد باشد تا از خشك شدن و تقليل وزن غده ها جلوگيري مي كند. در صورتي كه سيب زميني جهت چيپس سازي مـــــــصرف مي شود بايستي قبل از ارسال به كارخانه حرارت انبار به 20 – 15 درجه سانتي گراد برسد تا مقدار قندهاي احيا كننده آن به حداقل برسد و چيپس خوشرنگ گردد.

 

دوره خواب سيب زميني :

اگر جوانه سيب زميني حدود دو هفته تحت شرايط مناسب يعني حدود 20 درجه سانتي گراد قرار گيرد و رشد نكند به نظر مي رسد كه غده ها در حالت خواب مي باشند طول مدت خواب غده سيب زميني به دو صورت زير تعريف مي شود :

الف) تعداد هفته ها و يا روزهاي بين برداشت سيب زميني و شروع رشد جوانه هاي آن

ب) تعداد هفته ها و يا روزهاي بين شروع رشد غده و شروع رشد جوانه روي آن ولي عملاً تعريف اول جامع تر و بهتر مي باشد گاهي مشاهده مي شود كه رشد جوانه قبل از برداشت شروع مي شود جوانه روي غده رشد مي كند كه اين رشد به اشكال مختلف ديده مي شود و اصطلاحاً به آن رشد ثانويه مي گويند . مدت دوره خواب بستگي به رقم شرايط آب و هوايي ، طول مدت رشد و شرايط انبار و يا آسيب غده ها در زمان داشت و برداشت دارد . ارقام سيب زميني از نظر طول دوره خواب با هم متفاوت بوده و مدت دوره خواب از چهار هفته تا دوازده هفته متفاوت مي باشد . غده هايي كه بعد از رسيدن كامل برداشت مي شود دوره خواب كوتاه تري دارند . سيب زميني هايي كه در طول روز كوتاه رشد مي كنند داراي دوره خواب كوتاه تري هستند . بنابراين بعد از يك تابستان نسبتاً خنك و مرطوب دوره خواب بلند تر از دوره خواب در يك تابستان گرم و خشك مي باشند .  افزايش درجه حرارت انبار از 10 به 20 درجه در كوتاه كردن دوره خواب تأثير بسزايي دارد اين دوره ممكن است تا دو هفته به دراز بكشد در حالي كه با كم كردن درجه حرارت اين دوره ممكن است به مدت شش ماه به دراز بكشد رطوبت بالا دوره خواب را كوتاه مي كند و همچنين غده هايي كه در مقابل نور ممتد قرار گرفته

 

باشند دوره خواب كوتاه تري دارند و غده هاي خسارت ديده بوسيله ميكروارگانيسم هاي داخل خاك داراي دوره خواب كوتاه تري هستند .

 

تناوب :

چون سيب زمنين يك گياه و جيني مي باشد و معمولاً كود حيواني به ميزان زيادي به آن داده مي شود مي تواند در اول تناوب قرار بگيرد تناوب زير براي زراعت سيب زميني قابل توصيه مي باشد .

 سال اول : نباتات ريشه اي يا غده اي

سال دوم : حبوبات يا غلات بهاره

سال سوم : نباتات علوفه اي

 

بيماري هاي سيب زميني :

سيب زميني مانند ساير محصولات زراعي مورد حمله بسياري از عوامل بيماري زا قرار مي گيرد از جمله قارچ ها ، ويروس ها ، باكتري ها و نماتدها  ابتدا به تشريح بيماري ها ي قارچي رايج در منطقه مي پردازيم كه باعث خسارت به شاخ ، برگ ، غده ، بوته ميري ، فساد غده در مزرعه و انبار مي شود.

    بيماري لكه موجي يا Earlyblight كه عامل آن Alternaria soloni مي باشد كه مناطق مرطوب كم و بيش خسارت مي زند . و ايجاد سمي در غده مي كند كه براي انسان بسيار خطرناك است .

علائم : لكه هاي قهوه اي و متحد المركز در روي برگ و در غده توليد لكه هاي فرو رفته مي نمايد .

 پيشگيري :

استفاده از قارچ كش و استفاده از ارقام مقاوم و غير آلوده و تناوب زراعي مؤثر مي باشد .

 

بيماري مرگ گياهچه و شانكر ساقه :

 عامل بيماري Rhizoctoniasolan مي باشد كه در پايان فصل زراعي روي غده لكه هاي سياه رنگ ايجاد مي كند و باعث مي شود سيب زميني بازاريابي خود را از دست مي دهد و همچنين غده هاي آلوده را يكي از مهم ترين عوامل ايجاد آلودگي در سال بعد مي نمايد. حتي قبل از سبز شدن گياهچه ها قارچ ايجاد شانكر فرورفته قهوه اي روي ريشه و ساقه هاي زير زميني نموده و باعث قطع و افتادن گياه جوان مي شود. ولــــي بعد از اينكه گياهان به 15 سانتي متر رسيدند حالت فوق پيش نمي آيد و قارچ با ايـــــــجاد شانكر روي ساقه زير زميني مشخص مي شود كه كمتر مرگ گياه را باعث مي شود و علامت ظاهري به صورت لوله اي شدن و تغيير رنگ برگهاي فوقاني به ارغواني مي باشد . مهم ترين خسارت در اين مرحله ايجاد شانكر هاي عميق و قطع استولونها و عدم توسعه و رسيدن غده هاي جوان مي باشد .

 

پيشگيري :

انتخاب بذر سالم ، ضدعفوني غده و پاك سازي خاك با برقراري تناوب صحيح

 

بيماري خال سياه يا Blak dot :

كه باعث مرگ گياه مي شوند عامل بيماري قارچ Colletotricum- Atramentarium مي باشد.

 

علائم :

در اواخر بهار مخصوصاً موقعي كه خاك در اثر كم آبي و يا نامرتبي آبياري خشك مي شود در  سطح ريشه و ساقه زير زميني شكاف هايي به وجود مي آيدكه محل رخنه ونفوذ قارچ مي باشد و بعد از شروع آبياري قارچ كه شرايط مناسبي مي يابد به سرعت توسعه يافته و به صورت نقاط سياه نمايان مي شود و باعث ازبين رفتن نسوج سطحي ريشه و ساقه زير زميني و كنده شدن پوست و ريختن ريشه هاي مويي مي شوند و باعث نارسايي تغذيه و خشك شدن گياه مي شود و علامت بارز اين بيماري آويخته ماندن برگهايي كه به رنگ قهوه اي خشك شده اند مي باشد.

 

پيشگيري :

انتخاب بذر سالم و عدم استفاده از غده هاي كم جوانه يا داراي جوانه هاي ضعيف و نازك و آبياري منظم .

 

بيماري بوته ميري ( آوندي ) :

اين نوع بوته ميــــري كه علائم آن به صورت زردي و پژمردگي (wilt) نمايان مي شود در نهايت منجر به خشك شدن گياه مي شود عامل بيمـــــــاري قارچ Verticillium albotrum (dahliae) است. اين قارچ در آوند ها بيشروي مي كند و در برش عرضي ريشه ها و غده ها تغيير رنگ زرد و بعداً قهوه اي ديده مي شود. اين بيماري در روزهاي خشك و خاكهاي شني به سرعت علائم خود را نشان مي دهد .

 

پيشگيري :

قرار دادن سيب زميني در تناوب با غلات انتخاب بذر سالم ، ضد عفوني خاك و محلول پاشي با سموم قارچ كش سيستميك

 

بيماري بوته ميري و فساد غـــــده :

كه عامل آن قارچ Fusarium solani و Fusarium oxyisporum مي باشد كه توليد زردي و پژمردگي و خشك شدن بوته را مي نمايد اين بيماري از تير ماه شروع و در مرداد ماه به حد اعلاي خود خواهد رسيد.

 

پيشگيري :

كاشتن غده بذري سالم ، تناوب صحيح ، كشت ارقام مقاوم ، آبياري مرتب و منظم در تابستان وزمان توسعه غده به صورت كم كردن طول ساعت آبياري و نزديك كردن فاصله دو آبياري ، ضد عفوني غده بعد از برداشت و قبل از انبار كردن.

 

بيماري هاي عامل پوسيدگي غده در انبار:

 كه فاسد شدن غده در انبار را باعث مي شوند. و در پاره اي موارد يك گونه باكتري به نام Erwina باعث گنديدگي مي شود. عامل آن قارچ Phytophtera Crythroseptica مي باشد و توليد پوسيدگي نرم با ترشح مي كند و پوسيدگي خشك و حفره در اثر گونه هاي قارچ فوزاريوم به وجود مي آيد .

 

 

پيشگيري :

 آبياري آخر دوره داشت بايد منظم و به تدريج كم و قطع شود . غده در زمان برداشت بايد رسيده و پوست آن سفت شود كه داراي رطوبت نباشد . از وارد شدن صدمه و ايجاد زخم در غده جلوگيري به عمل آيد . از انبار نمودن غده به صورت فله در انبار نمناك خودداري شود.

 

بيماري هاي ويروسي:

1-ويروس موزائيك Y سيب زميني :

 بيماري به صورت موزاييك شديد و بعضاً نكروزه و قهوه اي شدن رنگ برگ را باعث مي شود. اين ويروس شايع ترين و پر خسارت ترين بيماري ويروس در كشورها مي باشد ويروس به راحتي از طريق غده منتقل مي شود، انتقال مكانيكي آن در مزرعه به سختي انجام مي شود و مهم ترين ناقل آن شته ها بخصوص شته سبز هلو Myus  persicae مي باشد.

2-بيماري ويروسي موزاييك PVX : اين ويروس هم در گياه آلوده توليد موزائيك مي نمايد . براي اين ويروس حشره ناقلي شناخته نشده علائم بيماري خفيف تر و ميزان خسارت كمتر از ويروس Y مي باشد.

3-بــــيماري لـــــوله اي شــــــدن بـرگ سيب زميني در اثر ويـــــروس‌Potato Leaf Roll Virus  :

اين بيماري از نقطه نظر خسارت و انحطاط گياه در درجه اول قرار دارد، علائم اين بيماري مشخص مي باشد برگهاي فوقاني گياه لوله شده و تا حدي تغيير رنگ در حاشيه برگ ها بـــروز مي كند و در بوته هايي كه از غده آلوده روييده اند معمولاً حدود 6 هفته بعد از سبز

 

شدن ابتدا برگ هاي تحتاني لوله اي شده و به تدريج در برگهاي بالاترظاهر مي شود. برگها معمولاً شكنده مي شوند در حاشيه برگها تغيير رنگ در اثر افزايش آنتوسيانين معمولاً به صــــورت ارغواني به وجود مي آيد. در اطراف آوند و گوشت غده شبكه نكروزه ديده مي شود. سم پاشي عليه شته در درجه اول از انبوهي آن و تاحد زيادي از گسترش ويروس مي كاهد.

   پاره اي بيماري هاي مايكو پلاسمايي نظير Witches broom عامل بيماري جاروي جادوگر به سيب زميني خسارت مي زنند كه ناقلين آنها شته ها و زنجره ها هستند .

 

پيشگيري :

كاشت سيب زميني سالم و از هجوم شته ها و ديگر ناقلين جلوگيري به عمل آيد .

 

بيماري هاي باكتريايي سيب زميني :

1-بيماري Pseadomonas solanacearum

 

علائم روي خاك: پژمردگي شاخ و برگ

علائم زير خاك: گنديدگي غده ها

علائم روي خاك شامل پژمردگي فقط يك يا چند ساقه و در صورت توسعه بيماري ممكن است تمام شاخه هاي يك بوته بخشكد و بارزترين علائم زير خاك درغده ها در عفونت هاي شديد ترشحات چسبنده باكتريايي از چشم هاي غده يا از محل اتصال استولون به خارج تراوش مي شود.

 اغلب اوقات علائم خارجي روي غده ها ديده نمي شوند كه غده بريده شده اغلب تغيير رنگ در سيستم آوندي را نشان مي دهد و بايك فشار ملايم به غده سيب زميني سبب بيرون آمدن ترشحات لزج سفيد مايل به خاكستري از حلقه آوندي مي گردد همه غده هاي يك گياه ممكن است آلوده نبوده و داراي علامت نباشند كه آلودگي هاي پنهان را مي توان با نگهداري غده ها در حرارت 30 درجه و رطوبت نسبي زياد تعيين كرد. از ديگر بيماري هاي باكتريايي سيب زميني مي توان بيماري Black legand soft rot و بيماري Common scab و Ringrot را نام برد.

    نقش عمليات بهداشت زراعي در كنترل بيماري پژمردگي باكتــريايي Brown Rot  سيب  زميني با عامل Pseudomonas solancearum پوسيدگي قهوه اي سيب زميني از بيماري هاي مخرب سيب زميني در مناطق گرمسير و نيمه گرمسير به شمار مي رود ولي نژاد آن در شرايط آب و هوايي خنك نيز باعث ايجاد بيماري مي شود دامنه ميزباني اين نژاد معمولاً‌ به سيب زميني محدود مي شود ولي هنگامي كه پتانسيل اينوكرلوم و درجه حرارت بالا باشد به گياه زراعي ديگر نظير گوجه فرنگي و چند گونه علف هرز نيز حمله مي نمايد كه اولين نشانه هاي بيماري در بوته ها به صورت پژمردگي مختصر به ويژه در برگهاي انتهايي ساقه ها در ساعات گرم روز ديده مي شود. همچنين اولين نشانه هاي بيماري در غده ها ، به صورت قهوه اي شده حلقه آوندي در ناحيه اتصال غده به استولن و باپيشروي بيماري ترشحات لزجي از قسمت چشم ها و انتهاي غده به خــــــارج تراوش مي كند در بوته هاي بيمار امكان توليد غده هاي سالم نيز وجود دارد . همچنين بوته هايي كه علائم بيماري را نشان نمي دهند امكان دارد توليد غده آلوده كنند (آلــودگي پـــنهان).  آلودگي گياه ميزبان از طريق ، خاك آلوده ، غده هاي بذري آلوده ، زخمي شدن غده ها هنگام كاشت يا در اثر صدمات وارده به وسيله نماتدها و وسائل كشاورزي منتقل مي گردد.

 

روش هاي كنترل بيماري:

1.   در مناطقي كه بيماري شايع است استفاده از منابع بذري سالم از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد لذا توصيه مي شود بذر مورد نياز از مناطق سالم و عاري از آلودگي تهيه شود. همچنين نظر به اهميت پژمردگي هاي بذر زاد يا آلودگي پنهان كه به عنوان يكي از راه هاي شيوع اپيدمي بيماري به حساب مي آيد، لذا انجام سلكسيون در غده هاي بذري ظاهراً سالم و حذف آلودگي هاي پنهان يكي از راه هاي بسيار مؤثر در كاهش آلودگي به حساب مي آيد كه براي اين منظور غده هاي بذري را بايد به مدت سه هفته در حرارت 35 درجه سانتي گراد رطوبت نسبي 85 درصد در جعبه هاي چوبي به ارتفاع 20 – 15 سانتي متر نگهداري نمود و بعد از سپري شدن مدت مذكور غده ها مورد بازديد قرارگيرند چنانچه آلودگي به صورت اندك و موردي در غده ها مشاهده گرديد باحذف جعبه هاي حاوي غده هاي آلوده اقدام به كشت بذر ساير جعبه هاي سالم و تأييد شده نمود.

2.   كشت در خاك هاي سالم و بدون سابقه آلودگي به خصوص در مزارع توليد بذر داراي اهميت فراوان مي باشد . همچنين رعايت تناوب زراعي حداقل به مدت دو سال با گياهاني نظير گندم ، جو، ذرت، لوبيادر كاهش آلودگي بسيار مؤثر و مفيد خواهد بود.

3.      بوته كشي گياهان پژمرده :

4.   بازرسي دقيق مزرعه هنگامي كه ارتفاع بوته ها به حدود 20 سانتي متر رسيد و حذف بوته هاي پژمرده بلافاصله بعد از نشان دادن اولين علائم آلودگي كه براي اين منظور بعد از تعيين و علامت گذاري بوته هاي آلوده با استفاده از بيل و بدون اينكه خاك به طرف بوته پراكنده شود به دقت كليه اندام هاي هوايي و زير زميني گياه به همراه خاك اطراف آن بيرون و داخل كيسه پلاستيكي ريخته و در خارج از مـــزرعه دفن مي گردد و محل بوته هاي خارج شده با 2-1 ليتر محلول هيپوكلــــريت سديم 10%

 ضد عفوني مي شود اين روش با توجه به وقت گير بودن هزينه هايي كه در بر دارد تنها در صورتي توصيه مي شود كه آلودگي هاي داخل مزرعه كمتر از 1% باشد .

5.      حذف بوته هاي سبز شده ناشي از غده هاي به جا مانده سال قبل

6.   اين اقدام بخصوص در مزارعي كه سال قبل آلودگي نشان داده اند داراي اهميت فراوان مي باشد زيرا باعث حذف ميزبان اصلي در زمان آيش يا تناوب مي شود و از تكثير مجدد و افزايش جمعيت پاتوژن در خاك جلوگيري مي نمايد .

7.   آبياري جداگانه در قطعات و قسمت هايي از مزرعه كه علائم آلودگي نشان مي دهند و جلوگيري از انتقال پس آب قطعات آلوده به قسمت هاي سالم مزرعه

8.   اجراي آيش و خشك نگه داشتن خاك در فصل تابستان و استفاده از يخ آب زمستانه ، اجراي شخم عميق و سوزاندن بقاياي گياهي در مزارعي كه آلودگي شديد در سال گذشته داشته اند به عنوان يك راه حل بسيار مؤثر توصيه مي شود.

9.   استـــفاده از گازهاي تدخيني مانند متيل برومايد . اين روش در صورتي قابل  توصيه مي باشد كه هدف ريشه كني بيماري در تعداد معدودي از مزارع باسطح كم در يك منطقه سالم و بدون آلودگي باشد 

آفات سيب زميني :

معمولاً بوته و غده سيب زميني داراي آفاتي است كه در طول رشد گياه به آن آسيب رسانده و مقدار محصول را پائين مي آورند . از آفات مهم سيب زميني مي توان به بيد سيب زميني ، كرم مفتولي ، زنجره ، سوسك كلرادو ، كارادرنيا، كنه دو لكه اي ، شته و تريپس اشاره نمود كه در ذيل به تشريح مهمترين آنها پرداخته مي شود.

 1-بيد سيب زميني :

كرم غده سيب زميني يا بيد سيب زميني يكي از آفات مهم و بسيار خطرناك در مزرعه و انبار مي باشد كه در بعضي مناطق كشور به ويژه استانهاي اصفهان و همدان خسارتهاي شديدي را به زارعين وارد مي كند .

     اين آفت با وجود قرنطينه بودن در اثر نقل و انتقال بذر و غده هاي آلوده تقريباً اكثر نقاط كشور را آلوده كرده و هر ساله بيشتر مي شود.

   كـــرمينه ( ليسه ) در ابتداي فصل رشد از برگ ، تغذيه كرده ، موجب خشك شدن بوته مي شود . پروانه ها مي توانند از لابه لاي درزهاي موجود در خاك ، در روي غده هايي كه در عمق كمتري قرار دارند يا غده هايي كه قسمتي از آنها از خاك خارج شده اند تخمگذاري كنند . تخم ها اكثراً در اطراف چشم هاي غده گذاشته مي شوند .

    كرمينه ( ليسه ) با سوراخ كردن و ايجاد دالانهايي در غده ، فضولات خشك و قهوه اي مانند خاك اره بر جاي گذاشته و سوراخها را مسدود مي كند كه اين حالت علامت خوبي براي شناخت آفت است .

چنانچه شرايط انبار مساعد باشد خسارت آفت بيشتر خواهد شد . 

مشخصات آفت:

حـــــشره كامل آفت ، شب پره اي است به رنگ قهوه اي روشن با بالهاي جلويي باريك و نقطه دار كه در قسمت حاشيه بالهاي جلويي و عقبي مجهز به موهاي بلند است ، بالهاي عقبي باريـــك و خاكستري رنگ و عرض حشره با بالـــهاي باز 15 – 10 ميـــــلي متر مي باشد . (كرمينه) لارو كامل به رنگ سفيد متمايل به صورتي و حداكثر طول آن 12 ميلي متر است . تخم حشره ، بيضوي و رنگ آن كرمي و آبي متـــمايل به سياه و رنگ شفيره ، قهوه اي روشن است.

زيست شناسي :

بيد سيب زميني زمستان را به صورت تخم ، لارو در اصطلاح محلي ليسه ، شفيره و يا حشره كـــامل مي گذراند . پروانه ها اوايل بهار ظاهر مي شوند ، شب ها به فعاليت پرداخته و روزها غير فعال هستند .

    حــــشره ماده پس از جفت گيري معمولاً در زير برگها تخم گذاري مي كند . تخم ها پس از 4-3 روز در 13 درجه سانتي گراد باز شده و لاروها از آن بــــيرون مي آيد . لاروهاي جوان (كرمينه يا لـــــيسه) ابتدا به بافت گياه نفوذ كرده و از قسمتهاي مختلف برگ ، ساقه و ... تغذيه مي كنند .

   طول دوره كرمينه اي به طور متوسط 15 روز مي باشد كرمينه ، زماني كه به مرحله شفيرگي مي رسد . خود را به طرف چين و چروك برگهاي خشك و يا كنار دمبرگها مي رساند، و شروع به تنيدن پيله مي كند. در انبارها كرمينه به طرف كيسه گوني ها رفته و در آنجا پيله مي بندد.

   انتقال حشره براي سالهاي بعد به وسيله غده هاي آلوده در انبار و يا به صورت لارو و شفيره باقي مانده در مزرعه انجام مي گيرد . اين آفت حدود 10-8 نسل در سال داشته و متوسط درجه حرارت براي توسعه آفت 25-20 درجه سانتي گراد مي باشد.

 راههاي مبارزه:

مبارزه زراعي و مكانيكي :

1.      انهدام بقاياي سيب زميني

2.      شخم عميق پس از برداشت

3.      يخ آب زمستانه

4.      كاشت به موقع بذر

5.      استفاده از بذر سالم عاري از لارو ( ليسه يا كرمينه)

6.      خاك دهي پس از سبز شدن تمامي بذرهاي كشت شده

7.      خاك دهي پاي بوته به هنگام غده دادن

8.      برداشت به موقع و انتقال سريع محصول به انبار

 

مبارزه شيميايي :

1.      سمپاشي مزرعه با استفاده از سموم فسفره مناسب

2.      ســـمپاشي انـــبار با استفاده از سموم تدخيني (سم هايي كه در اثر مجاورت با هوا، دود مي شوند.)

 

مبارزه تلفيقي :

با توجه به خسارت زايي گسترده ي اين آفت در مزرعه و انبار ، بي ترديد مديريت مبارزه تلفيقي با اين آفت از اهميت شايان توجهي بر خوردار مي باشد.

اقداماتي كه جهت مبارزه با اين آفت در انبار بايستي انجام گيرد:

A) روش صحيح انبار كردن غده سيب زميني كه در اينمورد هواي انبار بايستي حرارت زير 10 درجه سانتيگراد داشته باشد .

 

B) تمييز نمودن و ضدعفوني نمودن انبار قبل از انبار كردن سيب زميني

C) پرهيز از انتقال غده هاي آلوده به انبار

D) ايجاد موانع بر سر راه نفوذ پروانه به انبار از قبيل نصب توري بر درب و پنجره انبار

(E تاميين رطوبت كافي در انبار

(F بكارگيري تله هاي نوري و فرموني در انبار جهت شكار پروانه در داخل انبار

 G) در صورت بالا بودن آلودگي استفاده از حشره كش ميكروبي B.T بمقدار 3 كيلو در تن و در صورت عدم دسترسي به حشره كش ميكروبي استفاده از گرد سوميسيدين 1/0% بمقدار 2 كيلو در هر تن قبل از انبار كردن

 

انواع كنه هاي تارتنTetranychus spp))

كنه هاي ريزي است كه ازشيره گياهي تغذيه مي نمايد. از مهمترين روشهاي مبارزه با اين آفت روش تلفيقي كنترل آفت مي باشد كه در ذيل تشريح مي گردد.

 

كنترل آفت كنه سيب زميني با روش هاي تلفيقي :

يكي از مهمترين آفات اين گياه زراعي پر ارزش كنه دو لكه اي است كه در ماه هاي گرم و خشك فصل رويش مانند تير و مرداد كه هم زمان با غده زايي بوته هاي سيب زميني است به آن حمله كرده و بامكيدن شيره گياهي برگها و كاهش سبزينه آن و همچنين تنيدن تارروي برگ باعث كاهش عمل فتوسنتز و افزايش شدت تنفس برگ شده در نهايت چنانچه به موقع با آن مبارزه نشود عملكرد محصول را كاهش مي دهد .

نظر به اينكه مقاومت كنه ها در مقابل سموم آفت كش مشخص شده، انتخاب روش هاي پيشگيري و مبارزه مناسب با آفت مذكور ازجمله تلفيق روش هاي زراعي و شيميايي مورد توجه مي باشد به همين منظور زندگي آفت و راه هاي كنترل آن در استان طي چند سال گذشته مورد بررسي قرار گرفته كه نتايج به دست آمده براي آشنايي علاقمندان  به شرح زير مي باشد :

 

1-كاشت به موقع سيب زميني به خصوص اگر هدف توليد بذر باشد يكي از فاكتورها در كاهش تراكم آفت در مزرعه سيب زميني مي باشد چون زماني كه بوته هاي سيب زميني در كاشت به موقع ( نيمه دوم ارديبهشت ) شروع به رشد ميكند آفت نسل اول خود را روي ساير ميزبان ها و علف هاي هرز مستقر نموده و تا زماني كه خود را روي محصول سيب زميني منتقل كند گياه مراحل اوليه رشد را طي نموده است و در نتيجه خسارت آن كمتر مي شود .

2-كاشت ارقام سيب زميني متحمل نسبت به خسارت آفت : طي سه سال آزمايش در گلخانه و مزرعه روي ده رقم سيب زميني رقم بدون آلودگي به آفت كنه مشاهده نشده ولي دو رقم كاسموس و فاموسا و در درجه بعدي ويتال و مورن با داشتن كمترين مقدار خسارت و كمترين تعداد تخم و كنه زنده درسطح برگ هاي خود نسبت به حمله آفت داراي تحمل نسبي بودند و باتوجه به اينكه فرم مبارزه عليه كنه دو لكه اي در مزارع سيب زميني 10 عدد حالات مختلف آفت روي برگ مي باشد ميانگين اعداد به دست آمده طي سه سال براي رقم فاموسا و كاسموس به نرم مبارزه نرسيده و براي ارقام مورن وويتال درحد آستانه خسارت اقتصادي بوده بنابراين با به كارگيري مديريت تلفيقي آفات با استفاده از ارقام مذكور و يك بار سم پاشي با كنه كش مناسب در نيمه اول تيرماه در كنترل و پيشگيري از خسارت آفت بسيار اميد بخش است.

3- استفاده ازسيستم آبياري تحت فشار : كاربرد آبياري باراني در مزارع سيب زميني به دلايل زير مبارزه شيميايي عليه آفت را منتفي كرده است :

الف) شستشوي سطح برگها در اثر ريزش قطرات آب ، كه موجب بر هم زدن محيط زيست آفت شده و از تنيدن تار و استقرار كنه و تخم آن روي گياه جلوگيري مي كند.

 ب) افزايش رطوبت مزرعه و به خصوص سطح برگ ها در زمان آبياري و ساعاتي پس از آن تراكم كنه را كاهش داده و نيازي به سم پاشي مزرعه نيست.

 

سوسك كلرادو (Leptinotarsa decemlineata)

اين حشره از آفات بسيار خطرناك سيب زميني است كه به علت اهميت خسارت اقتصادي آن در غالب كشورها از انتقال آن به شدت جلوگيري مي شود و در سال 1362 از اردبيل گزارش شده و از آفات قرنطينه داخلي بشمار مي آيد در كشورهايي كه اين حشره در نواحي محدودي انتشار دارد كانون هاي آلوده را محاصره كرده و از انتقال سيب زميني به ساير مناطق جلوگيري مي گردد.

 

مشخصات و بيولوژي آفت:

حشره بالغ سوسكي است به طول 12-10 ميليمتر با بالپوشهاي زرد و 10 نوار سياه كه آن را از ساير سوسكها مشخص و جدا مي كند . اندازه لارو آن به 10-8 ميليمتر مي رسد و شكل آن منحني ، برجسته و رنگ آن زرد پرتغالي است و در اطراف شكم لارو دو رديف لكۀ سياه دارد.

    حشرۀ بالغ زمستان را در عمق 39-20 سانتي متري خاك ( بسته به درجه حرارت و نوع خاك ) مي گذراند و در آخر زمستان پس از بارندگي و بالا رفتن درجه حرارت ، بيرون آمده و از جوانه هاي سيب زميني و قسمتهاي لطيف برگ تغذيه مي كند .

    حشره پس از جفت گيري بطور متوسط داراي 60-50 تخم روي برگ سيب زميني و يا گياهان هرز و يا روي خاك قرار مي دهد و 2 ساعت قبل از خروج كرمينه پوستۀ تخم رنگين ديده مي شود و در سال 2 تا 3 نسل دارد. و هر حشره بطور متوسط 600 تخم مي گذارد و اين حشره در ايران 2 تا 3 نسل در سال توليد مي كند .  

 

كنترل آفت :

1.      رعايت تناوب با ساير گياهان غير ميزبان

2.      سمپاشي بوته هاي سيب زميني به محض مشاهده لارو نسل اول با سموم فسفره و پايرو تيروويد

3.      ضد عفوني غده هاي بذري با سموم پودري قبل از كشت

4.      جمع آوري بقاياي اندامهاي گياهي آلوده و سوزاندن آنها

 

زنجره سيب زمينيEmpoasca decipiens))

اين حشره از آفات مهم چغندر قند است ولي به بعضي گياهان مانند : سيب زميني ، پنبه ، گوجه فرنگي ، كاهو، لوبيا و كدوئيان حمله مي كند وطرز خسارت آن بوسيله حشره كامل و پوره صورت مي گيرد كه بوسيلۀ خرطوم بلند و ظريف از شيره گياه مي مكند و برگهاي خسارت ديده به رنگ زرد قهو ه اي مي شوند و مسبب نقصان وزن غده سيب زميني مي گردد.

 

شكل حشره:

حــــشره كامل زنجره سبز رنگ كوچكي است به طول 3 ميليمتر كه عرض سروسينۀ آن برابر مي باشد . در طرفين سر يك جفت چشم مركب و شاخكهاي بين آنها قرار گرفته است.

    بالهاي رويي سبز نيمه شفاف و بالهاي زير كاملاً شفاف مي باشد و طول بالها از انتهاي شكم تجاوز مي كند . ماده ها در انتهاي شكم داراي تخم ريز به شكل خنجر مي باشد . حشره ماده تــــخم ها را بوسيله تخمريز در زير پوست داخل بافتهاي برگ مي گذارد بعد از چند روز پوره ها از تخم بيرون آمده و در زير پوست داخل بافت گياه تغذيه مي نمايند . پوره ها بتدريج بزرگ و از زير پوست گياه بيرون آمده و در سطح زيرين برگها قرار گرفته و از شيره برگها تغذيه مي نمايند و طرز حركت آنها نامنظم بصورت زيگزاك خيلي تند و سريع است.

 

      در اثر تغذيه از برگها، رنگ برگ زرد و قهوه اي توأم با لكه هاي سبز در مي آيند و در نتيجه اعمال حياتي گياه مختل و بوته ها ضعيف مي شوند. اين حشره ناقل بيماريهاي ويروسي است .

 

كنترل :

نحوه كنترل اين آفت زماني است كه پوره ها تازه از تخم بيرون آمده باشند و با استفاده از سموم سيستميك فسفر مزارع آلوده را بدقت بايد سمپاشي نمود.

 

كرم مفتولي غده سيب زميني (Agriotes lineatus)

اين حشره در حالت لاروي به ريشه غده اي از گياهان زراعي خصوصاً سيب زميني ، هويج ، ذرت ، كاهو ، گوجه فرنگي ، چغنــــدر قند ، توتون ، پنبه و گنـــدم وجو حمله مي كند .

   حشره كامل سوسكي است بطول 10-7 ميليمتر و عرض حدود 3 ميليمتر و رنگ آن قهوه اي و روي بالپوشها نقاطي بصورت خطي وجود دارد . بدن حشره كشيده و مسطح است لارو حشره قهوه اي رنگ ، دراز و پوست آن سفت و به همين علت به آن لارو مفتولي مي گويند .

   لارو اين حشره از گياهچه هايي كه بتازگي از جوانه زدن بذر ايجاد شده اند تغذيه نموده و حشره كامل نيز از گرده گلها تغذيه مي نمايد لارو آفت غده سيب زميني را سوراخ كرده و در داخل آن كانالهايي بطول 2 يا 3 ميليمتر بوجود مي آورد . دوره تكامل لارو طولاني و ممكن است 3 سال طول بكشد . زمستانگذاري اين آفت اغلب بصورت لارو و شفيره در داخل خاك مي باشد .

مبارزه :

1-    مبارزه شيميايي با استفاده از حشره كشهاي گرانول در پاي بوته ها قبل از آبياري

2-    جمع آوري سيب زميني هاي آلوده و منهدم كردن آنها

 

شته سيب زميني) Aphis. Spp)

دوگونه از شته ها به سيب زميني بيشترين خسارت را وارد مي سازند كه يكي بنام شته هلو و ديگري شته سيب زميني مي باشد كه هر دو ناقل بيماري هاي ويروسي سيب زميني مي باشند. زمستانگذاراني آنها بصورت تخم و حشره بالغ روي گياهان خانواده گل سرخيان انجام مي گيرد.

    بـــــعد از سپري شدن سرماي زمستان شته ها در اوايل فصل رشد روي درختان هلو و ساير گــــياهان گل سرخيان زاد و ولد نموده و سپس به سمت مزارع سيب زميني پرواز و منتقل مي شوند و از شيره گياه سيب زميني شروع به تغذيه مي نمايند كه موجب پيچيدگي برگها وزرد و رنـــجور شدن وضــــع ظاهري گياه مي گردند و از طرفي موجب انتقال بيماريهاي ويروسي مي گردند . و چون زاد و ولد و باروري دارند چنانچه جمعيت شته ها كنترل شوند باعث افت شديد محصول مي شوند.

 

كنترل شته :

كنترل جمعيت شته ها معمولاً در اوايل فصل رشد با مشاهده 10-5 عدد شته روي هربرگ ميزبان بايد صورت پذيرد و عمل سمپاشي با استفاده از سموم سيستميك فسفره داخل و حاشيه مزارع را سمپاشي نمود.

 

 

 

كرم كارادو نيا:

حشره كامل اين آفت شب پره اي است كه رنگ بالهاي روئي آن قهوه اي و روي هر يك از آنها 2 عدد لكه بشكل لوبيا و گرد برنگ نارنجي مشاهده مي شود.

    طول بدن شب پره حدود 12-10 ميليمتر و عرض بدن بابالهاي باز حدود 32-24 ميليمتر است . پــــــروانه هاي ماده پس از جفت گيري تخم هاي خود را كه برنگ زرد و بشكل گرد مي باشد بصورت دسته جمعي روي گياه قرار مي دهد و روي تخم ها با كركهاي سفيد رنگي كه شبيه پشم بوده توسط پروانه ماده پوشانده مي شود .

    تخم ها در شرايط مساعد بعد از 3 الي 4 روز باز شده و كرمهاي ريزي از داخل آنها بيرون آمده و از قسمــــــت زير يا روي برگ تغذيه مي كند و برگ سيب زميني را بصورت توري در مي آورند . دوره زندگي كرم كارادرنيا در شرايط مساعد 13 تا 16 روز طول مي كشد و هر نسل حدود 50-26 روز طول مي كشد و چنانچه شرايط آب و هواي سال مناسب باشد تا 6 نسل در سال توليد مثل مي كند. مهمترين و خطرناكترين نسلهاي آفت نسل دوم و سوم مي باشد .

    زمستان را بصورت شفيره در داخل خاك مي گذرانند. اين آفت علاوه بر سيب زميني به چغندر قند ، پنبه، گوجه فرنگي ، يونجه ، ذرت ، نخود ، حبوبات ، صيفي جات و به بعضي از علفهاي هرز مانند پيچك صحرايي ، تاج خروس ، هفت بند سوروف نيز حمله مي كند. در اثرحمله آفت به بوته هاي سيب زميني رشد سبزينه اي گياه به شدت كاهش يافته و باعث افت محصول مي گردد.

    بهترين موقع مبارزه با آفت كارادرنيا هنگامي است كه آفت تخمريزي كرده و لاروها از تخم بيرون آمده كه ناچار با انجام بازرسي به دقت مزارع و مشاهده تخم و يا لاروهاي كوچك با استفاده از سموم شيميايي سمپاشي را شروع نمايند و سمپاشي مرتبه دوم را بعد از 10-8 روز تكرار نمايند . زيرا كه تخمهاي اين آفت بتدريج تفريخ مي شوند.

 

 

كرم مفتولي ( Agriotes Lineatus)

كرم هاي درازي هستند كه به غده سيب زميني آسيب مي رسانند و بعد تبديل به سوسكهاي قهوه اي مي گردند.

 

مبارزه :

متناوب ، كنترل علفهاي هرز ، شخم عميق ،‌نابودي غده هاي آلوده در زمين ( در تناوب گندم كشت نشود) ، استفاده ازتله نوري و مديريت آبياري

مبارزه شيميايي نيز بايستي تحت نظر كارشناس حفظ نباتات انجام گيرد.

 

شته هاي سيب زميني(Aphis gossypii)

شته هاي ريز كه شيره گياهي را مي مكند و غده گياه را تضعيف مي نمايند مبارزه شيميايي با استفاده از سموم سيستميك تحت نظر كارشناسان مجرب توصيه مي گردد.

 

سوسك كلرادو (Leptinotarsadecemlineata)

ازجمله آفات قرنطينه اي و بسيار خطرناك است كه لارو حشره بسيار خسارت ميزند . از راههاي مبارزه با اين آفت برداشت زير هنگام محصول ، انجام مقررات قرنطينه اي نباتي و نقل و انتقال غدد بذري با گواهي بهداشت نباتي توصيه مي گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 8:31 AM  توسط  مهندس علی محمد حسینی-  |